تبليغاتX
خرمشهر و دفاع مقدس

خرمشهر و دفاع مقدس

خرمشهر را خدا آزاد کرد

شمعهاى ميدان مين

راوى: مرتضى حاج باقرى

از لشكر: 41 ثارالله

عمليات: والفجر ـ 1

محل وقوع: مهران

نگارش: سيدمحمدعلى ديباجى

مجيد, پافشارى مرا مصرانه رد مى كرد; به او مى گفتم: ((الان تبليغات خيلى لازمه; بچه ها احتياج دارن ...)) او جواب مى داد:

ـ ((اگه بنا بود تبليغات كنم, در همان بندر مى موندم!))

باز به او مى گفتم: ((همين كه شما اين بچه ها رو به نماز و دعا و امثال اينها آشنا كنين, خودش از جنگ و جهاد بالاتره ...)) اما او با جديت مى گفت:

ـ ((اينها همه اش توجيه! من از حوزه اومدم كه بجنگم, كارى هم به كسى ندارم; اگه اينجا نذارين, ميرم تو يه گردان ديگه.))

نمى شد او را مجبور كرد; در طول چند روزى كه به ((تخريب)) آمده بود, روحيه اش را شناخته بودم: سخت كار مى كرد و لحظات بيكاى را با كتاب و دعا مى گذراند; كارهايش جدى بود; اما خودش, خنده رو و صميمى; وقتى خبر از آموزش يا ((دو)) بود, بين بچه ها حاضر مى شد و در رزمهاى شبانه پيشاپيش ستون حركت مى كرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 0:50  توسط علی بلالی  | 

ريشه‌يابي تهاجم عراق به ايران


غلامرضا ثاني‌نژاد

مقدمه

سابقه تاريخي منازعات ايران با دولت عثماني وعراق در چهار دهه گذشته بنابر ملاحظات ژئوپلتيكي، تاريخي و سياسي مشترك دو كشور و ناشي از تعارض منافع ملي آنها با يكديگر بوده است. اختلاف ايران و دولت عثماني در طول چهار قرن (1914 ـ 1514) عليرغم بسته شدن بيش از هيجده قرارداده صلح و چندين پروتكل مرزي همچنان حل نشده ماند و اين تنازعات به دولت تازه تاسيس عراق، پيش از جنگ جهاني اول، منتقل گرديد. پس از استقلال عراق، اختلاف دو كشور ايران و عراق عمدتاً بر سر مرزهاي بين دو كشور و بويژه رودخانه استراتژيك اروند بوده است، اما موقعيت برتر منطقه‌اي ايران در دهه 1970 منجر به انعقاد قرارداد 1975 الجزاير شد. دو كشور براساس اين موافقنامه مرزهاي آبي خود را براساس خط تالوگ تعيين كردند.

در عين حال، پيروزي انقلاب اسلامي در فوريه 1979 باعث سقوط شاه، قدرت برتر منطقه گرديد و با از هم پاشيدن موازنه قدرت در منطقه خليج فارس، وضعيت نامساعد داخلي ايران و روابط تيره اين كشور در سطح خارجي، فرصت مناسبي براي رهبران عراق بوجود آورد تا بالغو يكجانبه قرارداد الجزاير به حمله گسترده نظامي در شهريور 1359 عليه ايران دست بزنند و ضمن سركوب حركت شيعيان در داخل عراق، خلاء قدرت در منطقه را بپوشانند و عراق را به يك قدرت منطقه‌اي تبديل كنند.

مقاله حاضر مروري گذرا بر ريشه‌يابي تهاجم عراق به ايران در دو سطح منطقه‌اي، داخلي ايران و عراق دارد و رخدادها و حوادث سالهاي 1359 ـ 1357 را بطور اجمال مورد بررسي قرار مي‌دهد. در گردآوري و تنظيم مطالب اين نوشتار، سه محور به هم خوردن تعادل قدرت در خليج فارس، وضعيت نامساعد ايران و فرصت مناسب براي عراق مورد توجه بوده است. سه محوري كه عوامل اصلي بروز جنگ ايران و عراق فرض شده‌اند.

برهم خوردن تعادل قدرت در منطقه خليج فارس

منطقه خليج فارس با ذخاير عظيم نفت، فاصله اندك با اتحاد شوروي (سابق) و ساير ويژگيهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي،‌ داراي اهميت استراتژيكي در نظام بين‌الملل بوده و هست. در چند دهه گذشته، خليج‌فارس يكي از مهمترين مراكز رقابت و كشمكش در نظام دوقطبي بوده است. در اواخر دهه 1970 برخي از تحليلگران سياسي معتقد بودند كه خليج فارس تنها منطقه حياتي كشمكش بين آمريكا و شوروي است. از اين رو دو ابرقدرت تلاش مي‌كردند با افزايش ميزان نفوذ و حاكميت خود بر كشورهاي منطقه، موضع برتري را نسبت به ديگري به دست آورند. آمريكا با تقويت ايران وش وروي با پشتيباني عراق گامهاي عمده‌اي را در اجراي اين سياست برداشتند، اما در اين ميان آمريكا با تسلطي كه بر ايران وس اير كشورهاي حاشيه خليج‌فارس داشت از موضع برتري برخوردار بود. بر اين اساس، اصل توازن قوا در بين كشورهاي خليج‌فارس جزء سياست خارجي دو ابرقدرت در اين منطقه بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 19:50  توسط علی بلالی  | 

اخلاص و صفای شهیدنواب صفوی مرا مجذوب كرد

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در آستانه‌ی بیست و هفتم دی‌ماه سالروز شهادت شهید سیدمجتبی نواب صفوی، خاطره‌ی رهبر انقلاب از آشنایی با شخصیت این شهید بزرگوار را كه در دیدار با جوانان در سال 76 بیان شد، منتشر می‌كند:

من شايد پانزده يا شانزده سالم بود كه مرحوم «نوّاب صفوى» به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوى براى من، خيلى جاذبه داشت و به كّلى مرا مجذوب خودش كرد. هر كسى هم كه آن وقت در حدود سنين ما بود، مجذوب نوّاب صفوى مى‌شد؛ از بس اين آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صريح و گويا بود. من مى‌توانم بگويم كه آن‌جا به طور جدّى به مسائل مبارزاتى و به آنچه كه به آن مبارزه سياسى مى‌گوييم، علاقه‌مند شدم. البته قبل از آن، چيزهايى مى‌دانستم. زمان نوجوانىِ ما با اوقات «مصدّق» مصادف بود. من يادم است در سال 1329 وقتى كه مصدّق تازه روى كار آمده بود و مرحوم «آيةاللَّه كاشانى» با او همكارى مى‌كردند - مرحوم آيةاللَّه كاشانى نقش زيادى در توجّه مردم به شعارهاى سياسى دكتر مصدّق داشتند - لذا كسانى را به شهرهاى مختلف مى‌فرستادند كه براى مردم سخنرانى كنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانى مى‌آمدند. من دو نفر از آن سخنرانان و سخنرانيهايشان را كاملاً يادم است. آن‌جا با مسائل مصدّق آشنا شديم و بعد، مصدّق سقوط كرد.

در سال 1332 كه قضيه 28 مرداد پيشامد كرد، من كاملاً در جريان سقوط مصدّق و حوادث آن روز بودم؛ يعنى من خوب يادم است كه اوباش و اراذل، در مجامع حزبى كه به دولت دكتر مصدّق ارتباط داشتند، ريخته بودند و آن‌جاها را غارت مى‌كردند. اين مناظر، كاملاً جلوِ چشمم است!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 20:38  توسط علی بلالی  | 

خاطرات دفاع مقدس از زبان استاد عابدینی

منبع : راسخون


ماه مبارك رمضان در قرارگاه حاج‏بابا

رزمنده‏ها قصد ده روز مي‏كردند و روزه مي‏گرفتند. روزه در آن مكان به دلیل شرايط سخت و طاقت فرسا كار بسيار سخت و شكننده‏اي بود، اما شرايط هيچ وقت نمي‏توانست در برابر اراده‏هاي پولادين رزمنده‏ها اظهار فضلي كند.
مجتبي كاظمي كه طلبه‏اي شانزده ساله بود و هنوز تمام موهاي صورتش درنيامده بود، در مقر خمپاره، قصد روزه مي‏كرد و روزه مي‏گرفت. روزي با هم آمديم كنار چشمه. هوا به شدت گرم بود پاهايش را درون چشمه فرو برد. پس از مدتي به او گفتم بيا برويم بالا. گفت: بگذار يك كم ديگر بمانيم. بدون اين كه حرفي بزند، فهميدم روزه گرفته است.
روزهاي ابتدايي ماه رمضان بود كه دشمن حمله كرد از قرارگاه حاج بابا به طرف خط مقدم رفتيم. هوا به قدري گرم بود كه زبانم در دهانم خشك شده بود. مسيري كه طي كرديم بيشتر از مسافت شرعي بود به همين جهت روزه‏ام را باز كردم.

علي پورقاسمي‏

او از طلبه‏هایي بود که از احساسات بسيار قوي برخوردار بود. با ديدن صحنة شهادت و يا قطع عضو و جراحت شديد، حالش تغيير مي‏كرد حتي گاهي غش می کرد. هنگام شنيدن خبر شهادت شهيد رجايي و شهيد باهنر حالش بسيار دگرگون شد و از هوش رفت.
روزي با آقاي پورقاسمي براي ديده‏باني از قلّه بازي‏دراز بالا رفتيم. دقيقا در بين نيروهاي دشمن بوديم كه روي زمين دراز كشيديم بدون هيچ اضطرابي، نزديك بود خوابمان ببرد كه او را صدا زدم و پس از انجام مسؤوليت از همان مسير برگشتيم.

روستاي داربلوط

از پادگان ابوذر که به سمت غرب حرکت کنیم به روستایی به نام سراب گرم می رسیم. در آنجا چشمه آبی وجود دارد و منطقة سرسبزی است. بعد از آنجا باز به طرف غرب می رویم تا به رشته کوهی می رسیم که یکی از قلّه های آن بین بازی دراز است. در دامنه این رشته کوه ، رودخانة بزرگی است به گونه ای که فاصلة بین رودخانه و کوه را درختان سر سبزی پوشانده است. روستای دار بلوط در حاشیه این رودخانه قرار دارد. روستای بعد از آن، شیرین آب است و لیموشیرین دارد. همان حوالی و بین درخت ها دشمن مستقر بود و منطقه را در اختیار داشت. از داربلوط تا محل استقرار نيروهاي خودمان چندين كيلومتر فاصله بود. مردم روستا رفته بودند. باغهاي شيرين آب، درختان ليموشيرين داشت. نيروهاي خودي‏كه آنجا مي‏رفتند، مقداري ليمو شيرين مي‏آوردند تا نشان دهند كه تا عمق منطقه دشمن رفته‏اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 0:48  توسط علی بلالی  | 

شمعهاى ميدان مين

مجيد, پافشارى مرا مصرانه رد مى كرد; به او مى گفتم: ((الان تبليغات خيلى لازمه; بچه ها احتياج دارن ...)) او جواب مى داد:

ـ ((اگه بنا بود تبليغات كنم, در همان بندر مى موندم!))

باز به او مى گفتم: ((همين كه شما اين بچه ها رو به نماز و دعا و امثال اينها آشنا كنين, خودش از جنگ و جهاد بالاتره ...)) اما او با جديت مى گفت:

ـ ((اينها همه اش توجيه! من از حوزه اومدم كه بجنگم, كارى هم به كسى ندارم; اگه اينجا نذارين, ميرم تو يه گردان ديگه.))

نمى شد او را مجبور كرد; در طول چند روزى كه به ((تخريب)) آمده بود, روحيه اش را شناخته بودم: سخت كار مى كرد و لحظات بيكاى را با كتاب و دعا مى گذراند; كارهايش جدى بود; اما خودش, خنده رو و صميمى; وقتى خبر از آموزش يا ((دو)) بود, بين بچه ها حاضر مى شد و در رزمهاى شبانه پيشاپيش ستون حركت مى كرد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 0:34  توسط علی بلالی  | 

خاطرات-شهيد رجايي

به سوي سازمان ملل پس از طرح مساله جنگ ايران و عراق در سازمان ملل و ضرورت شرکت نماينده ايران در جلسات ان سازمان آقاي رجائي نخست وزير، تصميم گرفتند شخصا به شوراي امنيت رفته نقطه نظرهاي دولت ايران را بيان نمايد0 ايشان که از چند روز فبل در جبهه جنگ حضور داشتند عصر روز پنجشنبه بيست و پنجم مهرماه 59 از مناطق جنگي با هواپيما وارد فرودگاه مهراباد شدند و پس از انجام مصاحبه مطبوعاتي در فرودگاه در راس هياتي نرکب از برادران بهزاد نبوي وزير مشاور در امور اجرائي گودرز افتخار عضو شوراي نگهبان يک نفر از وزارت امور خارجه ،3نفر از دفتر نخست وزير و چهار نفر خبرنگار و فيلمبردار از صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران و خبرگزاري پارس، عازم نيويورک شده پس از13 ساعت پرواز،در ساعت هشت صبح جمعه به وقت تهران نيم ساعت پس از نيمه شب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 0:15  توسط علی بلالی  | 

برخي ارزشها و ثمرات جنگ تحميلي

پس از گذشت شش سال از پايان جنگ تحميلي و ظهور مجدد دنياگرايي و مادي‌گرايي و به قول رهبر معظم انقلاب، همه چيز را در ماديّت جستجو كردن، مروري بر جنگ و ارزشهاي آن، اين امكان را براي كساني كه مي‌خواهند بر عهد خود با خداوند وفادار بمانند و بر انقلابي ماندن اصرار ورزند، فراهم مي‌كند تا عملكرد خود را با ارزشهاي مطلقي كه معيار حسين‌وار زيستن و حداقل مسلمان ماندن است محك بزنند؛ و گوهر مجاهدتهاي خود را به ثمن قليل دنيا و زخارف چشم پركن آن نفروشند.

مي‌دانيم كه انقلاب اسلامي در عصري بوقوع پيوست كه كمترين زمينه مثبتي براي ظهور آن فراهم نبود. زيرا كفر پنهان و آشكار دنيا را فرا گرفته بود و در چنين محيطي،‌ اكثر انسانها، همّ و غمّشان تامين نيازهاي خاكي و دنيوي بود؛ و حتي در جوامع مسلمان و كشور ايران، آنهايي كه به دين تمسك داشتند، ـ بجز تعداد كمي كه در صف اول مبارزه بوده و دينداري را با تلاش براي برپايي حاكميت اسلام مساوي مي‌دانستند ـ فارغ از روح ديني به زندگي خود مشغول بودند، و برخي ديگر با نفي مبارزه و واگذاشتن اصلاح امور به قيام قائم و قائل بودن به خدايي دين از سياست دين را در خدمت دنياي مادي خود قرار داده بودند و به تعبير حضرت امام(س)، «همشان علفشان بود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 1:29  توسط علی بلالی  | 

تاريخ شفاهي در جنگ عراق عليه ايران-


گزينش و پذيرش راويان
پس از تشخيص موضوع و متفرعات مسأله و مطالعات مقدماتي كتابخانه‌اي ـ آرشيوي و تهيه تنظيم پرسش‌هاي عام و خاص در هر حوزه، گزينش راويان و پذيرش ما از ناحيه ايشان به عنوان مطرح كننده و مدعي پروژه، در دستور كار قرار مي‌گرفت. براي دسترسي به منابع دست اول و اطلاعات مستند و مستتر نزد خبررسان‌هاي حرفه‌ها و حيطه‌هاي شغلي گوناگون، روش‌ها و رويكردهاي متفاوتي متصور بود.

پژوهشگري كه موضوع مصاحبه‌اش را در جامعه خود و به زبان مادري‌اش پي‌گيري مي‌كند و خود از نسل خبررسان پاسخگوست و به ملاحظه زندگي روزمره‌اش در محيط مشترك، علم اجمالي به موضوع و اطلاعات عمومي (هر چند رسانه‌اي) به قضايا وعرف و عادات مردم و مُر ّ قوانين جاريه دارد، لابد بايد وضعيتي غير از محقق غريبه غيرخودي داشته باشد كه جز اصل مسأله و متن مسئوليت‌اش، نيازمند ممارست و مؤانست در اين حواشي راهگشاست.
اما و از طرفي وقتي محقق بناست بي‌هيچ مقدمه‌اي وارد حريم خصوصي خبررسان شود و از طريق مصاحبه او را مورد استنطاق قرار دهد؛ چطور؟ به نظر مي‌رسد در يك جامعه دو قطبي از حيث سياسي ـ جناحي، و ظواهر ديني و غيرديني و حتي فقير و غني به لحاظ طبقاتي، در حالي كه خود نخبگان خبررسان اين طبقه‌بندي را پذيرفته و داخل آن جاي بگيرند، كار پرسشگر بسا كه دشوارتر شود، حتي اگر موضوع مصاحبه‌ امري ملي ـ تاريخي و مربوط به موقعيت كشور درجنگ و كيفيت دفاع در برابر تجاوز باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 1:46  توسط علی بلالی  | 

پرفروش ترين كتاب هاي دفاع مقدس

 

عنوان هاي پرفروش ترين كتاب هاي حوزه دفاع مقدس اعلام شد.
    به گزارش «ايران» به نقل از ستاد خبري انتشارات سوره مهر، اين ليست شامل ۱۰ عنوان كتاب پرفروش مربوط به حوزه دفاع مقدس انتشارات در سال گذشته است. نخستين كتاب پرفروش سال گذشته «فرمانده من» است كه توسط جمعي از نويسندگان نوشته شده و تا كنون به چاپ بيست و نهم رسيده است. « حماسه ياسين» نوشته حجت الاسلام انجوي نژاد دومين و «ارميا» نوشته رضا اميرخاني سومين كتاب پرفروش سال در حوزه دفاع مقدس است. «پا به پاي باران» از مرتضي سرهنگي و هدايت الله بهبودي نيز چهارمين، «دسته يك» نوشته اصغر كاظمي پنجمين و «در كمين گل سرخ» نوشته محسن مؤمني ششمين كتاب پرفروش سال است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 1:26  توسط علی بلالی  | 

لقمه پاك و حلال، افراسيابي را پدر پنج شهيد كرد


 ابوالشهدا علي‌محمد افراسيابي نعمتي براي ملت شهيدپرور ايران بود، وي فرزنداني تربيت كرد كه زبان‌ها از توصيف خصوصيات آنها قاصر هستند، همه مي‌دانند كه لقمه پاك و حلال افراسيابي پدر، موجب شد كه 5 فرزندش شهيد شوند.

امروز نخستين روزي است كه خورشيد شهر تهران بدون حضور پدري دلسوز و فداكار كه صبر و ايثار او را همگان تحسين مي‌كردند، طلوع كرد. ابوالشهدا «علي‌محمد افراسيابي» در دوران دفاع مقدس سنگرها را خالي نگذاشت و 7 فرزند خويش را در راه اسلام يكي پس از ديگري به قربانگاه عشق راهي كرد و 5 بار شاهد به خون غلطيدن آنها شد. 
2 فرزند اين اسطوره صبر و ايثار در دوران دفاع مقدس مجروح شدند و 5 فرزندش به شهادت رسيدند. 
زماني كه خبر شهادت فرزندانش را به اين رزمنده دلاور جبهه‌ها مي‌دادند، جز به كلمه «الحمدالله» راضي نمي‌شد و به زنان بيتش مي‌گفت گريه نكنيد كه مبادا نامحرم صداي شما را بشنود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 0:48  توسط علی بلالی  |